
یاد اون وقت بودی هرشب پیشم
عکساتو میبینم نعشت میشم
این من بودم خواستم دستات مال من باشن
ولی کاری کردی شبام حال غم باشن
تو میخواستی کنی دنیارو عوض
نگفتی داری میری دنبال هوس
نمیخوام قلبم تاپ تاپ کنه
سیاهی رفتو دیگه افتاب شده
دیگه قلمی توی دستام نیس
صورتم شده از اشکام خیس
نه تو دیگه مردی واسه قلبم
برو دیگه بس کن واسه من نه
برو پی اد مای رنگ به رنگ
زندگی همرو رنگ بزن
شبات بدون من سخته نه؟
دیدن تو هم بوده از بخت من
امروز دیدی چقدر سرد بود نگات؟
دنیا مال تو بود بگو کم بود برات؟
حالا قلبم دیگه سنگتر شده
رنگ دل مثه رنگ هرشب شده
مث دریاست اشک از هر چشام
دیگه خستست چشم از هر نگاه
پس برو دور شو از من تو
بعد برو گمشو از من دور

دانلود اهنگ با حجم 1.5 مگابایت.گوش کنید نظرای قشنگتونو بدین
+ نوشته شده در
10 Sep 2009ساعت
0:43 AM  توسط عاشق نگاه
|

دوست
بزرگ بود
واز اهالی امروز بود
و با تمام افق های بازنسبت داشت
و لحن اب و زمین را چه خوب میفهمید
صداش
به شکل حزن و پریشان واقعیت بود
و پلکهاش
مسیر نبض عناصر را
به ما نشان داد.
و دستهایش
هوای صاف سخاوت را ورق زد
مهربانی را
به سمت ما کوچاند.
به شکل خلوت خود بود
و عاشقانه ترین انحنای وقت خودش را
برای اینه تفسیر کرد.
و او به شیوه ی باران پر از طراوت تکرار بود
و او به سبک درخت میان عافیت نور منتشرمی شد
همیشه کودکی باد راصدا میکرد
همیشه رشته محبت را
به چفت آب گره میزد
برای ما یک شب
سجود سبزمحبت را
چنان صریح ادا کرد
که ما به عاطفه ی سطح خاک دست کشیدیم
و مثل لهجه ی یک سطل اب تازه شدیم
و بارها دیدیم
که با چقدر سبد
برای چیدن یک خوشه ی بشارت رفت
ولی نشد
که روبروی وضوح کبوتران بنشیند
و رفت تا لب هیچ
و پشت حوصله ی نورها دراز کشید
و هیچ فکر نکرد
که ما میان پریشانی تلفظ درها
برای خوردن یک سیب
چقدر تنها ماندیم

+ نوشته شده در
10 Jul 2009ساعت
7:6 PM  توسط عاشق نگاه
|